تبلیغات
خدمات وبلاگ نویسان جوان تنها ترین تنهایان
اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست

رود

جمعه 30 مرداد 1388 02:10 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

هر روز می رسم لب این سالخورده رود

با کوزه ای که بشنوم از آب ها سرود

این رود خاطرات مرا تازه می کند

یادش بخیر تلخیه آن روز صبح زود

باران گرفته بود تو با چتر آمدی

گل های سرخ بر سر راهت شکفته بود

روی سر تو رقص کنان بال می زدند

گنجشک های عاشقی ام با همه وجود

حالا تو رفته ای به فراسوی رودها

من سنگ مانده ام لب این ساحل کبود

هر روز می رسم لب این سالخورده رود

با کوزه ای که بشنوم از آب ها سرود

این رود خاطرات مرا تازه می کند




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خودش میدونه....

جمعه 30 مرداد 1388 02:09 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خدا با ماست

جمعه 30 مرداد 1388 02:08 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

 

مراقب اندیشه های خود باشید که به گفتار شما تبدیل میشود

مراقب گفتار خود باشید که به کردار شما تبدیل می شود

مراقب کردار خود باشید که به عادت شما تبدیل می شود

مراقب عادت خود باشید که به شخصیت شما تبدیل می شود

مراقب شخصیت خود باشید که سرنوشت شما را می سازد

پس این خود نوشت است که آینده ما را میسازد نه سرنوشت !
خدا با ماست




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

همه هستند و کسی نیست

جمعه 30 مرداد 1388 02:06 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

بادبان های قلبم شکسته

و من تنها

می ایستم در باد

کاش کسی نداند

دیگر تنهایم

در اقیانوس آینده

هیچکس خون به رگهایم نداد

گفتند دوستت داریم

اما هیچکس مرا نداد پاسخ

آنگاه که فریاد زدم

تنهایم....

حتی تو که می خوانی

دردهای قلب فسرده ام

کاش حرف هایت عطر و رنگ حقیقت داشت

افسوس همه اسارت شاپرک بود

هیچکس نفهمید مرگ قلبم را.

 ...............

تقدیم به همه دوستانم

هر کس که تصور میکند

میشناسد مرا




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اگر در خواب می دیدم

جمعه 30 مرداد 1388 02:04 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp
                                                        اگر در خواب می دیدم غم روز جدایی را 

به دل هرگز نمی دادم خیال آشنایی را




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ساده

جمعه 30 مرداد 1388 01:53 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

من چه ساده بودم و از صداقت سرشار...!

 

اما...؟

 

دنیا پر از نیرنگ  و دروغ! و مرا نیز اینگونه میخواهند!!

 

امروز به سادگی خود گریستم...یا نه...خندیدم!

 

وقتی دیدم چه راحت به اتهام ساده دلی.... دلم را شکستند..!

 

آیا گناه از من بود که بی ریا بودم...یا نه..!

 

یا گناه از نگاه دیگران است که مرا ریا کار می خواندند..!

 

چگونه تاب اورم این نگاهای سنگین را وقتی گناهی ندارم!

 

می گریزم و خود را تنها میابم مانند همیشه ..در تنهایی خودغرق سکوت میشوم...

 

سکوتی سنگین که راه فریاد را بر من می بندد...

 

و چه زجر اور است فریادی که درون سینه ام حبس شده است...

 

کاش می مردم..

 

دیگر طاقت این زندگی را ندارم...

 

کاش میشد امشب که میخوابم دیگر بیدار نمی شدم...........




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

الفبای درد

جمعه 30 مرداد 1388 01:47 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

الفبای درد از لبم می تراود
نه شبنم ، که خون از شبم می ترواد
سه حرف است مضمون سی پاره ی دل
الف ، لام ، میم. از لبم می تراود
چنان گرم هذیان عشقم که آتش
به جای عرق از تبم می تراود
ز دل بر لبم تا دعایی بر آید
اجابت ز هر یاربم می تراود
ز دین ریا بی نیازم ، بنازم
به کفری که از مذهبم می تراود





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

" دعوت "

جمعه 30 مرداد 1388 01:39 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

 

عشق را دوست دارم

ولی از زنها می ترسم

...

من می ترسم

پس هستم .

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم

ولی از روزگار می ترسم .



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

چرا با تو

جمعه 30 مرداد 1388 01:34 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

 

چرا تو

هر بار

بی‌خیال از میانم می‌گذری

آنگاه كه  از گریه‌ی ابر

به هوا برمی‌خیزم...

م.الف.تنها




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

خدایی در این نزدیکی

جمعه 30 مرداد 1388 01:34 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

و حواسم نبود زمانی که

آخرین طپش های قلبش

در من جریان داشت

و آواری عظیم از نبودنها در زندگیم

همه چیز فرو نشست در من

و وجودم ترک خورد

و اندیشه ام رنگی دیگر گرفت

و میان گریه و اشک دست و پا زدیم

و جز صدای خدا هیچ چیز دیگر نبود.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

چرا با تو

جمعه 30 مرداد 1388 01:26 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

 

چرا تو

هر بار

بی‌خیال از میانم می‌گذری

آنگاه كه  از گریه‌ی ابر

به هوا برمی‌خیزم...

م.الف.تنها




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

پذیرفتم . رفتی . قدر ائینه

جمعه 30 مرداد 1388 01:26 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل و درد اشنا دیوانه است

میروم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم اغوشت کنم

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم ازادباش

گر چه تو تنها تر از ما می روی

ارزو دارم ولی عاشق شوی

ارزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

.............................................

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

با اشک تمام کوچه ها را ترک کردم

وقتی که شکست بغض تنهایی من

وابستگی ام را به تو باور کردم

..............................................

تا که بودیم نبودیم کسی

بود ما را غم بی همنفسی

تا که رفتیم همه یار شدند

خفته ایم همه بیدار شدند

قدر ان ائینه بدان که هست

نه در ان لحظه که افتاد و شکست

خدمات وبلاگ نویسان جوان              www.k2sms.sub.ir




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ازم گرفت

جمعه 30 مرداد 1388 01:25 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

سرنوشت بدیه اول راهت رو ازم گرفت

صبح فردا شد دیدم ردپاتو ازم گرفت

تا میخواستم به چشمهای روشن نگاه کنم

مال دیگری شدی و چشم هایت رو ازم گرفت

تو رو جادو کرد یکی با یک چیزی مثل تلسم

اثرش زیاد بود و خنده هایت رو ازم گرفت

تو با من حرف میزدی نگاهت یه جای دیگه بود

خدا لعنتش کنه اون نگاهت رو ازم گرفت

لحظه هایت یه وقت هایی مال دوتامون میشدن

اون حسود اون دو سه تا لحظه هات رو ازم گرفت




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ای تنها عشق من

جمعه 30 مرداد 1388 01:23 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

 

امروز حالم خیلی بده.الان که این متنو مینویسم چشام پر از اشکه.هر کسی به یه طریقی دل منو میشکونه.

نمیدونم اگه تو رو هم نداشتم که حداقل امیدم به اون باشه الان باید چیکار میکردم.

دلم خیلی برات تنگ شده...با اولین نگاهم که به تو خیره موند تمام وجودم از هم پاشید.تنها آرزوم این شد

که بتونم یه لحظه حداقل کنارت باشم. تا حالا شده یکی از همه زندگیت برات عزیزتر باشه؟

تا حالا شده یکی رو انقدر دوست داشته باشی که اگه حتی لحظه ای از عمرت هم باقی مونده باشه

آرزو کنی که عمر باقی موندت به زندگی اون اضافه بشه؟

نمیدونم...شاید دوسم نداشته باشی.ولی...من بی تو یه لحظه هم زنده نخواهم ماند.من همیشه در آرزوی

روزی هستم که بتونم در کنارت باشم و زندگی کنم.خواهش میکنم........

                   ای تنها عشق من این آرزو رو از من نگیر...خواهش میکنم.

به امید اون روز...

     




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دلتنگ

جمعه 30 مرداد 1388 01:23 ب.ظ

نویسنده : parham outlandishpxp

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره.

 

.وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

 

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.

 

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته.

 

 وقتی چشمات تهی از تصویر شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه. 

 

وقتی به چشمات تهی از تصویر شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه. 

 

وقتی شونه چشمات تهی از تصویر شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه. 





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 10 ... 5 6 7 8 9 10

كد عكس تصادفی

كد تصویر تصادفی

كد عكس تصادفی

تصاویر تصادفی

كد عكس تصادفی

ابتدا نیت كنید

سپس برای شادی روح حضرت حافظ یك صلوات بفرستید

.::.حالا كلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

كدهای جاوا وبلاگ




كدهای جاوا وبلاگ




دریافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

كد بارش قلب


Bahar-20

كد پرواز پرندگان


کد شمارش معکوس سال نو

Bahar-20 بهاربیست

page rank google پیج رانك گوگل این وب

فال عشق

خدمات وبلاگ نویسان جوان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

ابتدا نیت كنید

سپس برای شادی روح حضرت حافظ یك صلوات بفرستید

.::.حالا كلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

Best Cod Music

دریافت كد در بهاربیست

دریافت كد در بهاربیست

منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.k2cod.com رفتن به بالای صفحه